خرید کالای ایرانی ، واقعیت یا رویا
پنجشنبه، 18 آذر 1395

خرید کالای ایرانی ، واقعیت یا رویا

در دهه هاي گذشته كشور ها به منظور حمايت از اقتصاد ملى مردم را تشويق و ترغيب مي نمودند تا از محصولات داخلي  خريد نمايند . ژاپنى ها بعد از جنگ دوم جهانى از اين روش استفاده كردند و محدوديت ها وممنوعيت هايى را ايجاد كردند تا اقتصاد شان شكوفا گردد و البته كشورهاى ديگر مثل كره جنوبي نيز از اين روش بهره بردند. 

در آن سال ها، تغييرات محدود و كند بود، نظام هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و ... عمدتاً بر أساس يك گفتمان حمايتى شكل  مي گرفتند، قدرت خريد و انتخاب مردم محدود بود ، سبك و شيوه زندگى بسيارى از مردم داراى پيچيدگى خاصي نبود، نهاد خانواده و  آموزش با صلابت پيگير روندهاى اجتماعي بودند  و ساختار جامعه و نظام ارزشي آن از يك به هم پيوستگى قدرتمند برخوردار بود . بر اين اساس ، اعمال سياست هاى حمايتى از طرف دولت ها طبيعتا مي توانست به نتايجى متناسب با برنامه هاى رشد و توسعه بيانجامد. 

كمپين هاى داخلى و خارجى زيادى در حال شكل گيرى است كه كالاى ايرانى بخريم تا اقتصاد رشد كند، چرخ و موتور صنعت به سمت شكوفايى ميل كند و از توليد كننده و صنعتگر ايرانى حمايت كنيم. مليت، قوميت، وطن ، خاك و مواردى از اين دست، همواره عامل وحدت هستند و تمايل مردم را به استفاده از كالاى ايرانى تحريك مي كنند. 

ولى چرا مردم در اين سال ها كمترحاضر شدند كالاى داخلى خريد كنند؟ چرا حاضرند خودرو چينى سوار شوند و خودروى ايرانى انتخاب دوم شان باشد؟ 

سال هاست كه مردم به صنعت خورو يارانه مى دهند تا اين صنعت كه بعد سال ها حمايت همچون طفلى نوپاست رشد كند.  خودرويى مي خرند با كيفيت نازل، خدمات نازل و قيمت بالا . چرا كسي توليد كننده خودرو را مجاب نكرد كه بايد از اين فرصت طلايى اى كه در اختيارش قرار داده شده بود براى ارايه محصول درخور و خدمات با ارزش تر استفاده كند. 

در صنعت هوايى هيچ رقابتى نگذاشتند شكل بگيرد، خدماتى ضعيف كه متناسب با انتظارات مردم به هيچ عنوان نبود.  در صنعت هتلدارى، پوشاك و صنعت ساختمان كه داستان بسيار غم انگيز تر مي شود و ... .  

سطح مخاطبين برنامه رسانه ملى به شدت تنزل يافته ، كالاى ايرانى بسيار كمتر خريدارى مي شود، پولى كه مي تواند براى تفريح و سرگرمى در ايران هزينه شود ، به كشورهاى همسايه  سرازير مي شود و البته بحث مهاجرت ها و گرفتن اقامت در ساير كشورها جملگى معلول تصميمات اشتباهي هستند كه در سال هاى گذشته گرفته شده و تا به امروز ادامه دارد. ما نمي توانيم به مردم دستور بدهيم، آنها را را محدود كنيم و اجبار كنيم كه كالاى ايرانى بخرند.

 اساسا كالاى ايرانى نخريدن بحثي اقتصادى نيست بلكه موضوعي است كه با حوزه ى فرهنگ و سياست نيز ارتباط جدى دارد .

 كاهش سرمايه اجتماعى هر روز بيشتر قوت مي گيرد و متاسفانه با روش هاى گفتمانى در ٥٠ سال گذشته اصرار بر حل مشكلات داريم. ايران ظرفيت و استعداد بالقوه اى براى رشد و توسعه دارد ولى در فعليت بخشيدن به آن داراى مشكلات فراوانى هستيم. 

به نظر مي رسد امروز نيازمند توجه جدى تر به تقويت و تاكيد بر برند ملى هستيم. برند ملى مجموعه و گستره ى  فعاليت هاى يك ملت است كه شامل صادرات ، سرمايه گذارى خارجي ، مردم ، حاكميت ، فرهنگ و ميراث فرهنگى و گردشگرى مي شود. در واقع برند ملى مبين هويت يك ملت از ابعاد گوناگون است. بر اين اساس،  بازخورد تعريف فوق ، نيازمند بازنگرى در مفاهيمى چون توان مندي ها و شايستگى ها، امنيت ، هويت ، شادى ، رفاه ، مشاركت و تعامل مي شود. 

بهره گيرى از تكنيك هاى برندسازى براى ملت ها پديده نسبتاً جديدي است كه با توجه به شرائط و مقتضيات رقابت در بازاهاى داخلي و خارجي ، مردم آگاهانه به تلاش براى ارتقا تصوير و تثبيت جايگاه ملى خود مى پردازند.

هدف برندسازى  ملى اندازه گيرى ، ساخت و مديريت شهرت كشورهاست. جريانى كه از داخل شروع و به بيرون منتقل مى شود.  

به طور مثال در كشورى مثل تركيه كه مدت هاست خواهان عضويت در اتحاديه اروپاست تلاش وسيعي صورت مي گيرد تا با جذب سرمايه گذارى خارجي مورد پذيرش قرار گيرند . حجم سرمايه گذارى خارجى در تركيه با ايران در سال هاى تحريم قابل مقايسه نيست.آنها در حوزه ى فرهنگ نيز تلاش هاى جدى اى را پيگيرى مي كنند و با طراحي يك جريان بزرگ رسانه اى براى مردم خودشان و كشورهاى در حال توسعه تصوير ذهنى مثبتى را ايجاد مي كنند.  

چينى ها براى ساخت برند ملى با برگزارى يك رويداد بزرگ مثل المپيك تلاش نمودند تا قدرت و تسلط شان بر فرهنگ ، قابليت ها و توانمندى هاي شان به اثبات برسانند. آنها براى برگزارى افتتاحيه و اختتاميه المپيك از بهترين شركت هاى دنيا پيشنهاد داشتند ، ولى نپذيرفتند و خواستند تا نظام برنامه ريزى و سازماندهى خود را به رخ بكشند.

حتا قطر نيز با قبول ميزبانى جام جهانى ٢٠٢٢ تلاشي جدى را انجام مي دهد ، البته در مورد كشورهاى عربي شايد بحث كمى متفاوت باشد ولى به هر عنوان تلاش خود را به صورت جدى دنبال مي كنند.  

فنلاند سال هاست تلاش مي كند تا به عنوان قلب ابداع و نوآورى در اروپا خود را معرفى نمايد. در كرواسي بعد از پايان گرفتن جنگ هاى خونين دهه ١٩٩٠ يا واقعه اى چون پايگاه قرار گرفتن حزب نازى در جنگ جهانى دوم ، تلاش نمودند تا در جا انداختن نام كرواسي  و تغيير نگرش مردم دنيا اقدامات مناسبي صورت گيرد.

بايد اعتماد ايجاد كرد. اگر تهاجم فرهنگى ، اقتصادى ، سياسي و .... جدى است بايد اقدامات موثر و متناظر با آن طراحي شود. بايد براي كليه ذينفعان يعنى مردم ، بنگاه هاى اقتصادي ، كشورهاى منطقه و جهان برنامه داشت. ما در جهانى هستيم كه به هم وابسته ايم.

انتخاب، با اعتماد تجربه مي شود، با بستن درها و نبود كالاى خارجى ، مردم خريدار كالاى ايرانى نمي شوند. مردم بايد با رغبت و شوق بخرند و اين نيازمند برنامه است . برنامه اى كه يكى از وجوه آن اقتصاد است. مك دونالد، اچ اند ام، زارا و ... بالاخره مي آيند ، بهتر است  ما با قدرت به سمت شان حركت كنيم . به جاى فرار ، رو در رو شويم و كارى كنيم كه خريد كالاى ايرانى به يك واقعيت تبديل شود. 

بازگشت