جمعه، 22 ارديبهشت 1396

چرا به روحانی رای می دهم

همواره  معتقدم آدم ها دو دسته هستند:

دسته اول آدم هايى هستند كه براى زندگى شان داستان دارند. يعنى ارزش ها ، باورها ، فعاليت ها و أهداف تعريف شده اى دارند و در چهارچوب آن ها رفتار مي كنند. اينا در تمام جزيئات دقت لازم را دارند و وقتى اين پيوستگى را دنبال مي كنى ، مي توانى درك كنى که آنها به واژه ها ، رابطه و آينده چگونه نگاه مي كنند.

دسته دوم آدم هايى هستند كه رفتارهاى كمپينى دارند. اصولا متوجه نمي شويد ارزش ها و باورهاشون چيه. براى اينها بسيارى چيزها موقتي است ، دايم از روي دست ديگران تقلب مي كنند. در مورد صداقت، محبت ، سلامت ، زرنگى و بسيارى واژه هاى ديگر فاقد پايدارى و باورهاى مشخص هستند . اين ها سبك زندگى مشخصي ندارند . حتا به جزييات زندگى ، چيدمان و انتخاب هاشون هم كه نگاه مي كنى ، پيوستگى و همبستگى ، نمي بينى.

كمپين ها وقتى در قالب داستان ها قرار مي گيرند معنى پيدا مي كنند . آنها یک نظام سلسه وار و پیوسته برای بیان ذات و حقیقت داستان هستند. برای بیان شخصیت های موجود در داستان نیازمند روایت ها و خرده روایت هایی هایی هستیم تا بتوانیم ارزش های مان هویدا کنیم.

جوامع هم تابعى از نظام هاى كوچكتر مثل خانواده ها هستند. تمامی برندها چه در سطح محصول ، شخص ، مکان و... تابعی از دیدگاه ها و ارزش های خانواده ها و افراد هستند. بیانگر دیدگاه های عمیق آنها نسبت به  رابطه ، مدیریت ، واژه ها و منافع .

چه داستان داشته باشيم يا كمپينى رفتار كنيم، نتيجه اش در سطح كلى بر روى همه ما تاثير مي گذارد . اگر واقعى و أصل باشيم، اگر اصيل باشيم ، جامعه رشد و توسعه ى پايدار خواهد داشت و خوشبخت خواهد شد . اگر كوتاه مدت نگاه كنيم و دنبال منافع خودمان باشيم و باورها مان از عمق لازم برخوردار نباشه، نبايد انتظارى بيش از اين داشته باشيم.

رئيسي و قاليباف و احمدى نژاد و مير سليم و ... نتيجه يك جامعه ى كمپينى هستند . جامعه اى فاقد ارزش ، جامعه اى فاقد رشد و محتواى لازم براى پيشرفت. جامعه ای که در حال حاضر بهای سنگینی برای دیدگاه های پوپولیسیتی پرداخته و می پردازد. جامعه ای که حاضر نیست دست به جراجی بزند و به کوتوله ها اجازه رشد می دهد.

اگر امروز خاتمى در خانه نشسته و موسوى و كروبي در حصر هستند ، اگر اين همه زندانى سياسي داريم، اگر زنان نمي تونند به حداقل خواسته هاشون مثل رفتن به يك استاديوم برسند ، اگر موسيقي و خواندن يك محدوديت است و نمي شود نشان داد و اگر فساد اين همه گسترده شده مثل آسمان آبي ، اگر 40 ساله که نمی توانیم قیمت مرغ و خیارشور و سیب زمینی را ثابت نگه داریم و هزاران اگرهاى ديگر ، نتيجه رفتار و عمل كمپينى دولت هايى است كه هوشمندانه تشخيص دادند بايد با ملت كمپينى چگونه رفتار كرد. نتیجه تربیت و بی توجهی به ارزش های فردی است.

من به روحانى رأى مي دم . مي دونم  كه از هيچ يك از ظرفيت هايي كه به لحاظ قانوني در اختيار دارد استفاده نكرده است. مي دونم كه مرد روزهاي بزرگ نيست ، مي دونم كه اونم قول هاى زرتكى لا به لاى حرفاش داره ، می دونم وقتی که که دم از آزادی می زند پیگیری نمی کند مطالبات آزادی خواهانه مردم را . ولی باز هم به روحانی رای می دهم ، چون به تب راضي شده ام.

بازگشت