دوشنبه، 12 تير 1396

چگونه داستانسرایی فرهنگ سازمانی را به جلو می برد؟

همان طور که هر انسانی اهداف ، ارزش ها و ایده های خود را دارد و بر مبنای آن رفتار و برنامه ریزی می کند ، سازمان ها و واحد های کسب وکار نیز براساس چشم انداز ، ماموریت و ارزش های طراحی شده ، تشکیل شده اند. سازمان ها به وسیله افرادی پایه گذاری شده اند که باورها و اهداف متفاوت دارند .

مساله مهمی که در بسیاری از سازمان ها وجود دارد پاسخ به این سوال است که چگونه می شود این محیط متضاد را مدیریت کرد؟ شاید بزرگ ترین چالشی که امروز سازمان ها با آن مواجه هستند ساخت یا تربیت افرادی است که از ارزش های سازمان پیروی کنند و با آن همسو و همراه باشند . ولی متاسفانه بسیاری از سازمان ها برای پاسخ به این تضاد از ابزارهای اشتباه استفاده می کنند.

فرهنگ سازمانی مجموعه‌ای است از باورها و ارزشهای مشترك که بر رفتار و اندیشۀ افراد سازمان اثر می‌گذارد و می‌توان آن را نقطه شروعی برای حركت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آورد . فرهنگ سازمان دربرگیرنده هنجارها، سنتها و تشریفات، و مفروضات است که از یک سو تابعی است از نمایشگر نمادهای ملموس مانند طرز پوشش، رفتار، مراسم، تشریفات، اسطوره‌ها و افسانه‌ها و از سوی دیگر پایه ی اساسی فرهنگ سازمان است كه به ارزشهای زیربنایی، مفروضات، باورها و فرآیندهای فكری افراد و گروههای سازمانی اشاره دارد.

بسیاری از فرایندهای سازمانی همانند اموراجرایی ، فعالیت های آموزشی و ... بر روی نیمکره چپ مغز تاثیر می گذارند در حالی که برای حل تضاد باید افراد را بیشتر درگیر کرد . جایی که احساسات ، عواطف و هیجانات آنها درگیر شود و این دقیقا" همان جایی است که داستان ها وارد می شوند.

داستان ها نمونه هایی الهام بخش ، باورکردنی و درخشان هستند که به ما آموزش می دهند. آن ها ، معانی و مفاهیم را آشکار می کنند بدون این که مرتکب خطایی در آن شوند. آنها راهی هستند برای برقراری یک رابطه منطقی و احساسی . تا به حال توجه کرده اید در بسیاری جاها داستان هایی درباره ی شرکت شما می گویند ؟ مصرف کنندگان ، سهامداران ، کارکنان ، تشکل های غیر دولتی ، مطبوعات و گروهای مرجع نقش مهمی در انتشار داستان ما دارند . آنها به طور مستقیم و آگاهانه بر روی درک و خلق تصاویر واحساسات افراد بر روی سازمان تاثیر می گذارند .

تمام کاری که باید انجام بدهید این است که از این داستان ها برای شکل دادن به فرهنگ شرکت تان استفاده کنید. چگونه داستان ها به فرهنگ سازمان کمک می کنند ؟

چهار گام برای داستان سرایی شرکت شما به عنوان عامل پیش برنده وجود دارد:

1. برانگیختن و به شوق درآوردن :

1.1. اقدامات احتمالی در پشت ارزش های شرکت تان را درک کنید. ارزش ها حاوی مفاهیم و معانی مهمی هستند که درک و شناخت صحیح آنها می تواند اجرای درستی در بازگویی داستان شما داشته باشد.

1.2. تعدادی از مثال های خوب که می توانند آن ارزش ها را برجسته کنند ، ارائه کنید .

1.3. از مردم بخواهید تا داستان های شان را بر اساس همان موضوع به اشتراک بگذارند. سهیم کردن دیگران در داستان ها ، تجربیات ارزنده و پیام روشنی به همراه دارد که به بهبود دیگران نسبت به سازمان موثر است.

2. جستجو کردن  : 

2.1.مشخص کنید چه رفتار یا شخصیتی چسبندگی بیشتری با ارزش های انتخاب شده شما دارند .

2.2. نمونه هایی از آن رفتارها و شخصیت هایی که در متن داستان هایی که مردم فرستاده اند ، جستجو کنید .

2.3. شناخت ظرفیت های نمایشی برای رفتار و شخصیت انتخاب شده. از چه روشی می توانیم موضوع را به نحو درست بیان کنیم.

3. پذیرفتن :

3.1. اجازه بدهید همه بدانند بهترین داستان چیست ،

3.2. به نویسندگان داستان ها پاداش دهید ،

3.3. بخواهید از آنها صحبت کنند با همکاران درباره چیزهایی که آنها را به درون رفتار یا شخصیت هدایت می کند.

4. الهام بخشیدن  : 

4.1. داستان ها را در سرتا سر شرکت پخش کنید. همه باید از داستان ما با خبر شوند.

4.2. اگر می توانید بر روی داستان هایی شگفت انگیز و مهیج سرمایه گذاری کنید،

4.3. بگذارید برنده ها الهام بخش داستان های جدید باشند.

 

مردم اعم از کارکنان ، سهامداران ، گروه های مرجع و ... را در داخل داستان خود قرار دهیم و به نحوی آن را تعریف کنیم تا ضمن درک صحیح از روایت ما ، خود جزیی از شخصیت ها شده و رفتارهایی همسو و هم جهت داشته باشند.

داستان ها با ساده کردن و عینی نمودن ارزش های سازمان ، در صورتی که به نحو مناسبی طراحی و تعریف شوند ، می توانند به اهداف ، ارزش ها و باورهای ما و ذینفعان را همسو کنند. آن ها با تقویت تعهد سازمانی می توانند فرایند سه گانه پذیرش ، همانند شدن و درونی کردن را تسهیل نمایند. مقبولیت داستان ها و انتشار صحیح آن ها با استفاده از روش ها و ابزار مناسب می توانند منجر به تقویت هویت سازمانی ، آسان نمودن تعهد گروهی ، کمک به شکل دادن رفتار کارکنان ، تاثیر بر نحوه ی عملکرد مدیریت و ثبات نظام اجتماعی شود .

بازگشت