يكشنبه، 28 آبان 1396

ساختار اساسی داستانسرایی

اگر داستان به ما تلنگری می زند و ما را تشویق به انجام یا اقدام برای عملی می کند یعنی ما با یک داستان خوب مواجه هستیم . داستانسرایی در رابطه با ایجاد فروش بسیار مهم است. آن سه هدف کلیدی  ارزشمند دارد که عبارتند از :

-          ارائه اطلاعات

-          متقاعد کردن مشتریان

-          خلق یک رابطه فردی

برای این که داستانسرایی موفق باشد ، باید ساختار اساسی برای خلق یک داستان کامل را یاد بگیریم . این ساختار داستانی پایه ، همان هرم فریتاگ ( گوستاو فریتاگ )  است.

مفهوم فریتاگ براساس یک ساختار هرمی است که بر اساس عناصر مهم داستانسرایی بنا شده است. این  فرمول شامل " بیان و شرح "  به عنوان بخش اول داستان است. در این قسمت تضاد  یا درگیری شکل  می گیرد . پس از آن اقداماتی انجام می شود و شاهد یک اوج و فرود خواهیم بود . اینجا متن داستان است . در متن داستان راه حل هایی ارائه می شود تا تنش و درگیری برطرف شود . شخصیت اصلی با اتخاذ تصمیمات درست ما را به سمت خاتمه داستان می برد و در این حالت احساس رضایت را فراهم می کنیم .

به عنوان بازاریاب  باید اصول اولیه ، مبانی و ساختار داستانسرایی را بشناسیم  و  بسیار مهم است که بدانیم یک داستان اثر بخش چگونه ساخته می شود .  

 

یک داستان را چگونه می توان موثر کرد؟

امروزه ما به اهمیت گفتن یک داستان خوب آگاهیم ولی اگر ما نتوانیم یک داستان را مناسب بگوییم یا مخاطبان ما آن را به خوبی متوجه نشوند ، چکار باید کرد؟  راه حل ها و پیشنهاداتی وجود دارد که باعث می شود ما بتوانیم در انتقال مفاهیم و محتوایی که در نظر گرفته ایم موفق شویم.

1. استفاده از قدرت چند رسانه ای

هر کسی از رسانه های متعدد استفاده می کند. براساس مطالعات صورت گرفته میزان پاسخگویی افراد به محتواهای چند رسانه ای بیشتر از 77% از محتواهای متنی بوده است . همچنین پست های وبلاگی که حاوی ویدئو هستند سه برابر بیشتر از پست هایی که دارای متن هستند ، مخاطب داشته اند. این آمارها  بیانگر علاقه  بصری مردم در دریافت و جذب اطلاعات و تمامی چیزهایی است که قرار است ما برای آنها تهیه کنیم .

انتقال پیام از طریق فیلم هایی که موجب تحریک احساسات می شوند ، یک روش موثر برای گفتن داستان محصول یا داستان ماست . عبارتی قدیمی هست که می گوید " نشان می دهم ، نمی گویم " ، بیانگر تاثیر تصویر یا عمل در رابطه با متن یا دادن اطلاعات است.

این بدان معنی است که علاوه بر نوشتن خلاقانه و منحصربفرد ، باید آن را با سایر اشکال محتوا  و با کیفیت مرتبط  و با استفاده از ویدئوها ، تصاویر ، گرافیک و سایر رسانه ها ترکیب کنیم تا داستانی قانع کننده و پیامی مناسب و تاثیر گذار خلق شود .

2. داستان را ساده ولی جالب بیان کنیم .

در هیاهوی اطلاعات ، ممکن است محتوای شما در این کارزار  گم شده یا دیده نشود .  بر اساس یک نظرسنجی ، 79 درصد از کاربران اینترنت محتوا ، را اسکن می کنند تا آن را به صورت کلمه ای بخوانند .  باید بدانیم که افراد بسیاری کمی هستند که موردی را به صورت عمیق مورد توجه قرار می دهند ، بسیاری از مردم با آنها به صورت گذرا برخورد می کنند. . باید اطمینان داشت ، محتوایی که تولید می شود مورد توجه قرار گرفته است یا خیر .

 برای داستان و محتوای خود عنوانی را انتخاب کنید که مخاطبان علاقه دارند درباره اش بدانند . همچنین باید داستانی ساده از محصول و برند که قابل درک و بیادماندنی باشد بسازیم . با درک دلیل اینکه چرا مردم محصولات را خریداری می کنند ، به ارزش داستان  اضافه کنید . ارزش ، صفات و ویژگی ها و حتا تجربیات را در داخل داستان ها قرار دهیم. در مورد محصولات ، برند و صنعتی که در آن فعال هستیم ، صادق باشیم . داستان را به صورت ساده ولی قوی بیان کنیم . هیچ کس تمایل و علاقه ای به شنیدن یک داستان طولانی خسته کننده و طولانی ندارد .

3. انتخاب شخصیتی قابل لمس و باورپذیر در داستان :

مردم به اهداف بازاریابی ما اهمیتی نمی دهند . آنها صرفا می خواهند در مورد محصول یا برند بدانند . برای جلب عاطفی و احساسی آنها باید از داستان های خوبی که با نیازهای آنها مرتبط هستند استفاده کنیم . مردم دوست دارند که شخصیت های داستان ، از مردم واقعی باشند . شخصیت هایی که در واقعیت وجود دارند یا ما در رویاهای مان به راحتی آنها را تصویر می کنیم . قابل تجربه و دارای ایده هستند.

برای داشتن یک بازار ماندگار و پویا ، با ارائه داستان های زیبا ، پیشنهادات جذاب تری ارائه کنیم . به همین خاطر داشتن و تصویر یک شخصیت قابل لمس و واقعی می تواند تاثیر بسیار زیادی بر مخاطبان شم بگذارد . محتوا در قالب یک شخصیت باورکردنی و قابل لمس می تواند بر روی بسیاری از افراد که مشغله دارند تاثیر گذاشته  و منجر شود تا همه داستان ما را بخوانند . بدانیم در این بازار اشباع شده ،  روزانه صدها هزار پیام برای مردم ارسال می شود ولی آنها صرفا پیام هایی را دریافت می کنند که قابل لمس هستند.

4. توجه داشته باشید سرتیترها می توانند تفاوت ایجاد کنند.

اگر مخاطبانی دارید که مشغله ی زیادی دارند بر روی سرفصل ها و عناوین کلیدی متمرکز شوید. در اینجا مهم نیست محتوایی شما چقدر عالی است ، بلکه مهم درک و علاقه مخاطب پر مشغله است.

افرادی که پرمشغله هستند خیلی برای این که محتوای شما ارزشمند است وقت نمی گذارند. با انتخاب عناوین درست و کلیدی می توانیم توجه آها را جلب کرده و آنها را برای دنبال کردن خود مجاب نماییم . همیشه باید یک سر تیتر تبلیغاتی برای پیام بازاربی خود داشته باشید . این یکی از بهترین راه هایی است که کمک می کند تا دیگران از محتوای شما دور نشوند.

5. محتوای سالم را حفظ کنید .

در طول روز میلیون ها ایمیل فرستاده می شوند ، جستجوهای زیاد انجام می شوند و بسیاری از ویدئوها و تصاویر آپلود می شوند ، در میان انبوه محتوا ممکن است محتوای تعریف شده از بین رفته باشد. ما می توانیم پیام خود را با عناوین ، تیترها و سر تیترها بدون تغییر ، سازگار و سالم نگه داریم.  در صورتی که  تصاویر، متن ها ، فیلم ها و سایر مواد بازاریابی به طور جداگانه و یا با فاصله بصورت آنلاین توزیع شود ، محتوا به سادگی درفضای مجازی گم می شود .

6. ایجاد شخصیت های جذاب .

در داستانسرایی برند یا محصول ،  باید شخصیت های قابل تحسین و منحصربفردی را که مخاطبان شما دوست دارند طراحی کنید. نیازی به خلق شخصیت های خیالی یا عجیب برای ساخت داستان خوب نداریم . داستان را می توان از منظر کارکنان و مشتریان خود بازگو کنیم .  آنها همواره دارای تجربیاتی واقعی و ارزشمند از ارتباط شان با سازمان یا محصول هستند. مهمترین مساله در داستان این است که شخصیت های داستان ، مخاطبان را به لحاظ عاطفی درگیر کنند ، آنها شخصیت های داستان را دنبال کرده و در داستان هایی که می گویند شرکت می کنند.

7. از تاکتیک های بازاریابی همیشه استفاده کنید.

با استفاده از استراتژی های بازاریابی ، می توانید مطالب را در صفحه خودتان بیان کنید. ما می توانیم محتوای منتشر شده را همزمان در فیس بوک ، پینترست ، وب سایت یا پیام های تلفنی داشته باشیم به نحوی که مخاطب در کلیه حوزه های آنلاین و آفلاین همراه ما باشد . این فرصتی است تا مخاطب همواره به سمت ما برگردد.

در نهایت ، داستانسرایی می تواند نقش مهمی در توجه مردم داشته و افکار و احساسات آنها را همراه کند. اگر روایت بازاریابی به خوبی بیان شود، می تواند برای مخاطبان هدف ، از جمله افراد پر مشغله که زمان محدودی برای خواندن دارند ، به خوبی سخن بگوید . بسیاری از چیزهایی که انجام دهید برای ارائه داستانهای جذاب است که از طریق ایجاد سر و صدا در بازار اشباع شده امروز کمک به درک آن می کند . به یاد داشته باشید داستانهای خوب مخاطبان شما را جذب می کنند .  آنها می توانند تصاویر ذهنی  را ایجاد کنند که مخاطبان شما آن را به یاد خواهند آورد .

بازگشت